افزایش بازدید سایت

جوک های اسفند 1393 - جوک خانه
X
تبلیغات
رایتل
مرتبه
تاریخ : دوشنبه 4 اسفند 1393

جوک های جدید جوک خانه هم رسید

بر روی ادامه مطالب کلیک کنید

  

قدیما وقتی مهمانی می رفتن می گفتن قبله کجاست ولی الان می گن رمز اینترنت تون چنده

جوک خانه

در این زمونه قبل از اینکه غذا تو شکم بره میره تو فیس بوک

جوک خانه

فرق افتادن از طبقه اول با طبقه 10 :

طبقه 10 : آ آ آ آ آ آ آ آ آ . . . . . . . . بوووووفففففف . . .

طبقه اول: بوووووفففففف . .. . . . آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ

جوک خانه

یکی سی دی می خره می بینه وسطش سوراخه می اندازه دور

جوک خانه

یکی مرغ مینا می خره میبینه نره سینا صداش می کنه

جوک خانه

معلم به بچه ها میگه بچه ها بیاید جمع بشیم  ودعا کنیم که بارون بباره بچه ها میگن اجازه آقای معلم دعاهای ما مستجاب نمی شه معلم می پرسه واسه چی بچه ها میگن چون اگر مستجاب می شد شما تا حالا هزار بار نرده بودین

جوک خانه

یه روز پدری عینک دودی می زنه می ره تو خیابون تو خیابون پسرشو میبینه یه کشیده می زنه تو صورتش به پسرش،  پسرش میگه واسه چی زدی پدر میگه این موقع شب اینجا چکار می کنی پسر میگه بابا الان صبحه این عینکو در بیار پدرعینکو در میاره دوبار یه کشیده  می زنه به پسرش پسرش می پرسه حالا واسه چی زدی پدر می گه از دیروز تا حالا این جا چه غلطی می کردی

جوک خانه

در زمان های دورشیطان تو بهشت به غضنفر میگه از این میوه  درختان بخور غضنفر میگه اون درختان رو می گی ازاونا گلی خوردم وبه طبقات 2،4،6بهشت هم صادر کردم

جوک خانه

یه روز بازرس به مدرسه ای می آید بازرس از یکی از دانش آموزان می پرسه نادر شاه رو کی کشت بچه می زنه زیر گریه میگه آقا به خدا من نگشتم بازرس به معلم میگه این دیگه کیه معلم میگه راست می گه این بچه خوبیه من می شناسمش بازرس میره پیش مدیر مدرسه میگه اینا دیگه کی بودن مدیر میگه ای راست میگن نادر شاه رو اُنا نگشتن بیا بابا من از خزانه مدرسه دیه رو می پردازم بازرس می ره وتا100000سال پستشو نگاه نمی کنه

جوک خانه

غضنفر خلبان میشه بهش دستور می دن ازبالا گل پرتاب گن غضنفر تو هر شهری که گل می ریزه  تعدادی کشته و  زخمی پیدا میشه برسی میکنن میبینن گه غضنفر گل ها رو با گلدان پاییمن می نداخت.

جوک خانه

به یه آقا میگن که دخترتون رو بلند کردند آقاهه میگه:با چی بردنش. می گه با پاترول. آقاهه می گه 2 در بود یا4 در. میگه 4 در. آقاهه میگه نگو بچه پاترول 4 در هی میره خوشبحال دخترم که سوار پاترل 4 در شد

جوک خانه

از غضنفر می پرسن ارتحال چیه؟ میگه نمی دونم هر چیه از اسهال بدتره

جوک خانه

یه روز غضنفر بچه اش بعد از عید فطر به دنیا می آد اسمش رو می زاره پس فطرت

جوک خانه

یک بار غضنفر تو خیابون داشته راه میرفته دومی میگه اهای کره خر بعد غضنفر میگه اخه من اینقدر جوونم

جوک خانه

به غضنفر میگن اگه نصف  دنیا رو میدادن به تو باهاش چی کار میکردی میگه می فروختمش میرفتم خارج

جوک خانه

یک روز دو خروس به دنبال یک مرغ راه افتاده بودند درحالی که مرغ ناز می کرد خروس دومی به اولی گفت: ولش کن بابا تعاونی لختش را میفروشد

جوک خانه

غضنفر به نامزدش گفت دوست داری فردا شب با هم غذا بخوریم ؟ نامزدش با اشتیاق فراوان گفت : البته ، با کمال میل! غضنفر : خوب به مادرت بگو غذا درست کنه من فردا شب میام خونتون

جوک خانه

فریبرز این انشاء را درباره دیدارش از یک باغ وحش نوشته بود : ما یک روز بعدظهر به باغ وحش رفتیم. من در آنجا تنبل ترین حیوان روی زمین را دیدم اسم این حیوان گورخر بود چون ما بعدظهر به باغ وحش رفته بودیم ، ولی با این حال گورخرها از تنبلی هنوز پیژامه هایشان را از تنشان در نیاورده بودند

جوک خانه

روزی غضنفر پسرش را به میهمانی می بره ، پسره بین غذا مرتب آب می خوره پدره عصبانی میشه سیلی در گوش پسرش می زنه که به جای غذا چرا داری آب می خوری ؟بعد از تمام شدن غذا پدر و پسر از مجلس خارج می شند. پدر از پسرش می پرسه آخه چرا همه اش آب می خوردی پسر میگه چون می خواستم غذای بیشتری در شکمم جا بدم ناگهان باباهه سیلی مجددی میزنه تو گوش پسرش پسره می پرسه این دیگه برای چی بود؟ پدر میگه این برای این بود که این ترفندت را باید سر غذا به من میگفتی

جوک خانه

غضنفر لامپ خانه اش میسوزد پماد سوختگی میمالد

جوک خانه

غضنفر میبینه کوه ریزش کرده و همون موقعه یه قطار میومده فورا پیرهنشو اتش میزنه تا قطار متوجه بشه تا قطار توقف میکنه  نارنجک میندازه زیره قطار میگن بابا این چه کاری بود؟ میگه بنده از بچگی علاقه شدیدی به دهقان فداکار و حسین فهمیده داشتم

جوک خانه

یه روز 3 نفر به اسم های به من چه و به تو چه وادب میرن دزدی پلیس میاد میگیرتشون ادب میره بالای درخت از به من چه میپرسن اسمت چیه میگه به من چه ازبه توچه میپرسن اسمت چیه میگه به تو چه میگن شما ادبتون کجاست میگن مونده بالای درخت

جوک خانه

غضنفر: قسم می‌خوری که منو به خاطر پولهایم دوست نداری؟ زن غضنفر: هزارتومن بده تا قسم بخورم

جوک خانه

غضنفر میره بقالی،‌ می‌بینه رو دیوار بزرگ نوشتن: علی با ماست! حسن با ماست! حسین با ماست! میگه: ببخشید اقا، شما ماست خالی ندارید؟

جوک خانه

هر سال موقع قرعه کشی بانک غضنفر میرفته مشهد التماس امام رضا می کرده که در قرعه کشی ماشین برنده بیشه اما هیچوقت هیچی برنده نمیشده. دوباره پامیشه میره مشهد التماس تا ازشدت خستگی خوابش میبره. امام رضا میاد به خوابش و میگه بنده خدا اول یه حساب توی بانک باز کن بعد بیا سراغ من

جوک خانه

غضنفر داشته راه میرفته خسته شده دویده رفته

جوک خانه

غضنفر بچه دار نمیشده،‌ محلشون رو عوض میکنه

جوک خانه

غضنفر میخواسته بره شهرک آزمایش برای امتحان رانندگی , صبح ناشتا میره امتحان شهر بده

جوک خانه

غضنفر میبینه همسایش برفهای پشت بام روپاروکرده وریخته توکوچه.عصبانی میشه وبرفاروبازحمت زیادباسطل میبره روپشت بام خودش پهن میکنه ومیگه:اینابایدافتاب بخورن تاخشک بشن

جوک خانه

شباهت غضنفر با پارک چیه ؟ خوب گفتن که هر جفتشون تاب دارن

جوک خانه

غضنفر پشتش رو می خواسته بخارونه, دستش نمیرسیده  صندلی زیر پاش میگذاره

جوک خانه

غضنفر داشته شنا می کرده مایوش سوراخ میشه غرق میشه

جوک خانه

غضنفر داشته تو بینهایت راه می رفته یه صدای بلند به گوشش می رسه برمی گرده میبینه دوتا خط موازی خوردن به هم

جوک خانه

غضنفر داشته پسرشو در باب ازدواج نصیحت می کرده  می گفته: پسرم خواستی زن بگیری برو از فامیل زن بگیر ! ببین دایت رفته زندای تو گرفته , عموت رفته زن عموتو گرفته , من اومدم مادرت و گرفتم ! حالا تو هم از فامیل زن بگیر

جوک خانه

سه دیوانه بالا پایین می پریدن و میگن که ما سیب زمینی هستیم و داریم تو روغن سرخ میشیم و سومی ساکت نشسته. پرسیدند تو چرا با دوستات نیستی ؟ اون هم گفت : آخه من کف ماهیتابه چسبیدم

جوک خانه

روزی غضنفر با دوستش درخیابانی قدم می زدند و چشمشان افتاد به یک جعبه پودر که گوشه ای افتاده بود. دوست   آن را برداشت و بازکرد و در آینه کوچک آن نگاهی کرد و گفت ام … این قیافه آشناست  غضنفر نگاه کرد . گفت عجب احمقی هستی تو این منم دیگه  غضنفر آنرا گرفت و

جوک خانه

کارگری در طبقه 12 ساختمان نیمه سازی کار می کرده. شخصی از پایین صدا زد: غضنفر زنت از طبقه پنجم منزلتان افتاد پایین و مرد. کارگر بیچاره خیلی ناراحت شد و به سرعت پایین آمد و به سمت خانه رفت. در راه کم کم آرام تر شد سر چهار راه اول که رسید گفت ما که خونمون 2 طبقه بیشتر نیست. دو تا خیابون اون طرف تر به خودش گفت : من که اصلا زن ندارم که اصلا غضنفر نیستم

جوک خانه

یکبار یک همشهری یک خیار بر می داره می بره سوپرمارکت , به فروشنده می گه: ببخشید آقا خیارشور دارید؟ فروشنده هم در جواب می گه بله داریم. همشهری ما هم می گه پس بی زحمت این خیار ما رو هم بشور

جوک خانه

یک هواپیما سقوط می کنه تیم جستجو روز اول 400 جسد رو پیدا میکنن , روز دوم 600 نفر رو پیدا میکنن , روز سوم 1000 نفر رو پیدا میکنن . خبر به تهران می رسه از تهران بازرس ویژه می فرستن برای بررسی , می بینن که هواپیما تو قبرستان سقوط کرده بوده

جوک خانه

غضنفر رفته بوده مکه. تو مراسمی که باید به شیطون سنگ بزنه، یهو سنگاش تموم میشه… اونم به جاش فحش میده

جوک خانه

غضنفر رفته بوده مکه ازش می پرسن مکه چه طور بود غضنفر گفت درستکه این همه سنگ به سر صورتم خود اما باز بوسش کردم

جوک خانه

غضنفر میره دکتر، میگه: آقای دکتر به دادم برس، الان دو هفته‌است هر شب تا صبح کابوس میبینم! دکتره میپرسه: چه کابوسی می‌بینی؟ غضنفر میبینه: هر شب خواب میبینم قورباغه‌ها جام‌جهانی راه انداختن، منم هرشب وامیستم داوردکتره میگه: ای بابا، این که خیلی ناجوره. بیا برات یک دوا مینویسم، از فردا بخور خوب میشی. غضنفر می‌پرسه: آقای دکتر، میشه این قرصها رو از پس فردا بخورم؟! دکتره میگه: واسه چی؟ غضنفر میگه: چون فرداشب فیناله

جوک خانه

یکی میره معدن بقیش باشه بعدن

جوک خانه

جوک خانه

جوک خانه

جوک خانه

Raouf7.blogsky.com

منتظ جوک های ما باشید  نظر یادتون نره

ما رو از یاد نبرین

بابا این لایک لعنتی رو هم بزن دیگه




طبقه بندی:
ارسال توسط raouf

قالب وبلاگ